۱۳۹۱/۰۵/۱۵

روزه داری ، از قحطی‌های سالانه تا سنتی در دین


همیشه برام سوال بود که چرا از بین دوازده ماه قمری، ماه رمضان به عنوان ماه روزه داری انتخاب شده؟ آیا دلیل خاصی داشته؟ تقویم هجری  قمری که ماههای اون در سالهای مختلف جابجا میشن و مثلا یکسال محرم در تابستون هست و چند سال دیگه در زمستون به چه دردی میخوره؟ و چراهای دیگر! بنابراین شروع به تحقیق درباره این نوع تقویم کردم و به نتایج جالبی رسیدم. برای وارد شدن به این بحث باید ابتدا اطلاعاتی درباره تقویم شمسی و قمری و تاریخچه اونها داشته باشیم که ممکنه کمی طولانی به نظر برسه اما نتایجش واقعا قابل توجهه.
بیشترین استفاده تقویم ها در تمدنهای قدیمی مثل ایران و مصر برای کشاورزی بوده که مثلا بدونن چه موقع شروع کاشت محصولاتشون هست یا کی بارندگی ها یا طغیان رودها و … شروع میشه. در کنار اون اعیاد و مراسم مذهبی هم روزهای ثابتی در طول سال بودن. این تقویم ها بر اساس گردش یکبار زمین به دور خورشید و به اصطلاح تقویم شمسی بودند و بنابراین در سالهای مختلف ماهها در طول سال جابجا نمی شدند. دقت کار منجمان هم اونقدر در این زمینه ها زیاد بود که پیش بینی تغییرات اندک در تقویم رو هم می کردن و جلوی خطاهای احتمالی گرفته می شد. اما سال قمری ارتباطی با گردش زمین به دور خورشید نداره و تنها تعداد ماههاش با سال شمسی در عدد 12 برابر هست. از اونجا که مدت گردش ماه به دور زمین ملاک محاسبه طول یک ماه قمری هست و این مدت در ماههای مختلف 29 یا 30 روز میشه بنابراین در مجموع هر سال قمری 10 یا 11 روز از سال شمسی کمتره ( تفاوت بین 10 یا 11 روز هم در اینه که اون سال شمسی کبیسه باشه یا نه). این امر باعث میشه که مثلا بعد از 10 سال، تقویم قمری حدود 100 روز که تقریبا برابر با یک فصل سه ماهه میشه از تقویم شمسی عقب بیفته و اون ماههای تقویم قمری که مثلا 10 سال قبل در فصل بهار بودن به فصل زمستون منتقل بشن! اتفاقی که الان هم رخ میده!
 بعضی از محققین بر این عقیده اند که از اونجا که هر شب با مشاهده ماه در آسمان میشه حدس زد که چندمین روز از ماه هست این تقویم رایج شده تا حساب روزهای ماه راحتتر باشه چون شما هر روز با دیدن شکل خورشید نمی تونید بگید چندمین روز از اون ماهه اما شکل ماه در هر روز متفاوت از روزهای دیگه هست و با تقریب خوبی میشه حساب روزهای اون ماه رو بدون نوشتن داشت.
خوب تا اینجا یک مزیت مهم استفاده از ماه در تقوم به جای خورشید دیده میشه اما هنوز عیب بزرگش که ثابت نبودن ماهها در سالهای مختلف هست پابرجاست. یعنی منجمهایی که در زمینه تقویم قمری فعالیت میکردن به عقلشون نمیرسید که این تقویم متغیر به درد کشاورزی یا سایر کارهایی که به فصول سال ارتباط دارند نمی خوره؟
نکته ای که در اینجا وجود داره و کمتر بهش پرداخته شده اینه که عربها هم اینو میدونستن و برای جلوگیری از این اتفاق راهکاری داشتن: هر از دو یا سه سال یک ماه اضافی در سال بعد در نظر میگرفتند که اسمش الان دیگه در تقویم قمری نیست: ماه نسی یا ماه فراموش شده. این کار یعنی هر از چند سال 13 ماهه شدن یکی از سالها باعث میشد که تقویم قمری در سال جابجا نشه. البته این کار پیچیدگیهای خاص خودش رو هم داشت که نشان از دقت اون منجم ها داره:
«یک سال قمری ۳۵۴ روز و ۸ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۶۶ ثانیه خواهد بود و از سال شمسی که حدود ۳۶۵ روز و ۶ ساعت است، ۱۰ روز و ۲۱ ساعت و ۱۱ دقیقه و ۱۸ ثانیه کوتاه‌تر است و این تفاوت موجب گردش ماه‌های قمری نسبت به سال شمسی می‌شود. این تقویم قمری از دوره‌ های ۱۹ ساله تشکیل شده است. علت انتخاب عدد ۱۹ آن است که هر دوره نوزده ساله که ۱۲ سال آن سال‌های معمولی و ۷ سال آن کبیسه باشد دقیقا برابر با زمان ۱۹ سال شمسی خواهد بود (دوره نوزده ساله فقط کمی بیش از یک ساعت از مجموع زمان ۱۹ سال شمسی بیشتر خواهد بود که به حساب نمی‌آید). در نتیجه در این دوره، ماهها قمری و همه سال‌ها شمسی خواهند بود.
با دانستن زمان حلول هر دوره ۱۹ ساله و اضافه کردن زمان ۲ روز و ۱۶ ساعت و ۱۰۸۰/۵۹۵ میتوان به راحتی و با دقت زمان حلول دوره بعدی ۱۹ ساله را محاسبه نمود.
سالهای کبیسه (۱۳ماهه) در هر دوره عبارتند از، سال سوم، ششم، هشتم، یازدهم، چهاردهم، هفدهم و نوزدهم.» (منبع: تقویم عبری انجمن کلیمیان ایران)
این روش محاسبه در واقع ابداع یهودیانی بود که آنها هم بر اساس تقویم قمری کار می کردند و حدود 1600 سال پیش یعنی دویست سال قبل از اسلام پایه گذاری شد و در جزیرةالعرب هم از آن استفاده می شد. (رجوع به آثار الباقیه و حاشیه ٔ التفهیم بیرونی از جلال همائی ص 225 شود.) اما چه بلایی بر سر این تقویم در صدر اسلام آمد؟! در سال دهم هجری آیه ای نازل شد که این روش محاسبه تقویم را کار کفار دانسته و دستور داد که همه سالها بایستی فقط 12 ماه داشته باشند. آیات 36 و 37 سوره توبه:
إِنَّ عِدَّةَ الشهُورِ عِندَ اللَّهِ اثْنَا عَشرَ شهْراً في كتَبِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السمَوَتِ وَ الأَرْض مِنهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌذَلِك الدِّينُ الْقَيِّمُفَلا تَظلِمُوا فِيهِنَّ أَنفُسكمْوَ قَتِلُوا الْمُشرِكينَ كافَّةً كمَا يُقَتِلُونَكُمْ كافَّةًوَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ‏(36) إِنَّمَا النَّسي‏ءُ زِيَادَةٌ في الْكفْرِيُضلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يحِلُّونَهُ عَاماً وَ يحَرِّمُونَهُ عَاماً لِّيُوَاطِئُوا عِدَّةَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا مَا حَرَّمَ اللَّهُزُيِّنَ لَهُمْ سوءُ أَعْمَلِهِمْوَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكفِرِينَ‏(37)
ترجمه آيات: بدرستي كه عدد ماهها نزد خدا دوازده ماه است ، در همان روزي كه آسمانها و زمين را آفريد در كتاب او چنين بوده ، از اين دوازده ماه چهار ماه حرام است ، و اين است آن دين قويم ، پس در آن چهار ماه به يكديگر ظلم مكنيد ، و با همه مشركين كارزار كنيد همانطور كه ايشان با همه شما سر جنگ دارند و بدانيد كه خدا با پرهيزكاران است ( 36) .
نسي‏ء گناهي است علاوه بر كفر ، و كساني كه كافر شدند بوسيله آن گمراه مي‏شوند ، يكسال آن ماهها را حراممي‏كنند و يكسال را حلال ، تا با عده ماههائي كه خدا حرام كرده مطابق شود ، پس ( اين عمل باعث مي‏شود كه ) حلال كنند چيزي را كه خدا حرام كرده ، ( آري ) اعمال بدشان در نظرشان جلوه كرده و خداوند مردمان كافر را هدايت نمي‏كند ( 37) .
خدایی که محاسبه سالهای کبیسه برایش مشکل بود و نمی دانست با حذف آن تقویم قمری را به چه روزی می اندازد! البته توجیه مفسرین حاضر این است که اعراب با استفاده از ماه نسی ماهها حرام را جابجا میکردند! 4 ماه به عنوان ماه حرام مشخص شده که اعرب در آن ماهها نمی جنگیدند: ذي القعده ، ذي الحجه ، محرم و رجب. اگر کسی ماه نسی ر ا در سالهای کبیسه وارد نمی کرد این ماهها نسبت به تقویم کبیسه متفاوت می شدند. اعراب بادیه نشین بعد از اسلام آن تقویم دقیق یهودیان را رعایت نکرده و به آنها تهمت جابجا کردن ماههای حرام را می زدند! در حالی که تقویم قمری یهودی حساب دقیق سالها را حفظ می کرد و این مسلمانان بودند که با عدم رعایت کبیسه ها ماهها را جابجا می کردند!
اما شاید قوی ترین دلیلی که می توان برای این کار مسلمانان یافت خارج شدن آنان از سلطه تقویم یهودی بود، همانند جریان تغییر قبله. از آنجا که محاسبه دقیق این سالهای سیزده ماهه برای مردم عادی مشکل بود، اعلام سال کبیسه در ابتدا توسط مجمع عالی روحانیون یهود و به صورت مشورتی انجام می‌گرفت. همان گونه که شروع ماه‌هایی که اعیاد مهم در آنها قرار داشت، با رویت حلول ماه توسط همین مجمع و ارسال پیک به مناطق یهودی نشین اعلام می‌شد. علما و دانشمندان یهود برای تنظیم و تثبیت تقویم عبری تلاش بسیار نمودند و در حدود سال ۴۱۱۰ عبری (۱۶۵۰ سال پیش) شکل نهایی و امروزی تقویم عبری توسط دانشمندی به نام «هیلل دوم» تدوین شد. انجام مناسک دینی مسلمانان بر اساس تقویم یهودیان امری بود که برای آنان قابل قبول نبود!
اما این بحث ها چه ارتباطی با روزه داره؟ در حال حاضر اولین ماه قمری محرم هست اما این مبنا در دوره خلافت عمر و به توصیه علی انتخاب شد. (اقبال آشتیانی، عباس. تاریخ ایران پس از اسلام. تهران: انتشارات نگاه، ۱۳۸۸. صفحه ۳۲۴.)  تا قبل از اون ماه اول قمری ربیع الاول بود و از اونجا که با رعایت ماه نسی تقویم قمری ثابت بود، این ماه معادل با فروردین ماه و آغاز سال شمسی می شد (ربیع الاول هم به معنی بهار اول هست و دلیل نامگذاری این ماه همین همزمانی با شروع فصل بهار بوده). اگر ماههای قمری را بر این اساس در کنار ماههای شمسی قرار بدیم به نتیجه جالبی میرسیم: 
 با نگاهی به این  جدول به این نتایج میرسیم:(معانی ماهها از سایت تبیان گرفته شده)
در ماههای ربیع الاول و ربیع الثانی که معادل با فروردین و اردیبهشت هستن هوا بهاری بوده و به دلیل بارندگیهای زمستانی محصولات کشاورزی و احشام در وضعیت خوبی بودند و غذا به وفور یافت می شده. این ماهها پس از پائیز و باران زمستان آغاز می شده و جلگه ها سر سبز می گشته و قبیله ها گله های خود را در دشتها پراکنده می نمودند و شترها دهمین ماه بارداری خود را می گذراندند
ماههای جمادی الاول و جمادی الثانی معادل با خرداد و تیر هوا شروع به گرم شدن کرده و آذوقه ها رو به کاستی میگذاره. نام این دو ماه  با کلمهً جمادی شروع می شوند و معنی سخت شدن زمین و محصولات کشاورزی را می دهند.
ماه رجب معادل تیرماه  را می توان از ریشهً سامی آرامی ریزبا(علی الاصول رِجبا، خورشید، تابستان) یا از سامی غربی رشپ(ایزد آتش) گرفت. یعنی در مجموع معلوم می شود ماه رجب در اصل به معنی ماه فصل گرما و تابستان بوده است.
نام ماه رمضان (معادل مهرماه) نیز علی الاصول به تلخیص از نام رمثانه عبری یعنی ماه شدت گرما حادث شده و با کلمه معادل و شناخته شدهً عربی رمضان (سوزان) جایگزین گردیده است.بر همین اساس نام ماه شوال(معادل آبان) علی القاعده از تحریف و تلخیص نام ماه هشتم سامی مندایی شُمبلت (ماه کاسته شدن گرما) یعنی آغاز و مقدمهً زمستان پدید آمده است.
ماه ذیحجه هم که مناسک حج در اون انجام می گرفت برای راحتی بیشتر در ماه خنک سال قرار گرفته بود.
بنابراین رمضان آخرین ماه قبل از کاهش گرما و شروع دوباره فصل بارندگی ها بوده و اوج کمبود غذا و احشام و گیاهان. اعراب بادیه نشین سخت ترین روزها را در این ماه می گذراندند و عملا چیزی برای خوردن تا شروع ماه شوال نداشتند و با روزه داری و امساک از خوردن آن را سپری می کردند! اسلام هم با گنجاندن این روزه داری در بین مناسک مذهبی خود به آن رنگ و بوی دینی و مذهبی داد و آن را امری مقدس شمرد! با حذف ماه نسی و سالهای کبیسه این ترتیب ماهها به هم خورد. مسلمانان هم با حمله به کشورهای اطراف دیگر بادیه نشینان فقیری نبودند که آخر تابستان از گرسنگی تلف بشن اما این رسم امساک و روزه داری در ماه رمضان هر سال، در بین اعراب مساله جا افتاده ای بود و برای همیشه به عنوان جزئی جدایی ناپذیر از اسلام باقی ماند!
و این است فلسفه روزه داری در ماه رمضان! گرسنگی کشیدن به یاد اعراب گرسنه هزاران سال قبل در صحرای عربستان!


 منبع : دلنوشته ها

با درود و سپاس فراوان : شهرام

تقويم عبري

 
مقدمه:
ابداع تقویم (گاهشماری) از ابتدیی ترین و قدیمی ترین ابزار بشر برای برنامه ریزی و ینده نگری در زندگی به شمار میرود.
انسان از زمانی كه خود را شناخت سعی بر آن داشت كه با استفاده از «گاه»هی مختلف، به زندگی خود نظم ببخشد. شید بتوان اولین «گاه» را نوبت هی گرسنگی دانست كه زمان خوردن و آشامیدن را مشخص میكرد. سپس گاهِ خواب و بیداری و گذشت روز و شب برای او معنا پیدا كرد. حركت ماه، گاهِ بعدی بود و در نهیت چرخش و تكرار فصول، گاهِ «سال» را به زندگی انسان وارد كرد. با شكلگیری و پیشرفت تمدنهی اولیه، بشر دو نوع گاهشماری قمری (ماهیانه) و شمسی (سالانه) را به عنوان ملاك سنجش زمان در مقیاسهی بزرگ انتخاب نمود. از آن پس شكلهی متنوعی از گاهشماری و تقویم ابداع شد كه بسیاری از آنها با گذشت زمان و وقیع تاریخی، دستخوش تغییر شده یا به دست فراموشی سپرده شده اند.
 
بابلیها را میتوان جزء اولین اقوامی دانست كه در تدوین سالنماها تلاش كردند. تمدن باستانی بابل توجه ویژهی به نجوم و اختر شناسی داشت و اولین جداول گاهشماری یا سالنما را در قرن هفتم قبل از میلاد در زمان سلطنت آشور هانیبال تنظیم نمود.
نشانه هیی از مصریان باستان در دست است كه تمدن مصر باستان در 4000 سال قبل تقویم منظمی داشت كه تركیبی از تقویم خورشیدی و قمری بود و شروع سال، با بالا آمدن آب رود نیل و طلوع ستارة شعری یمانی همزمان بود.
از مهمترین تقویمهی تاریخ میتوان به گاهشماریهی بابلی، عبری، سومری، مصری، آشوری، چینی، میاها، اسكندری، یونانی، رومی، هندی، بخت النصری، سلوكی، تركان، اسلامی، ارمنی، یزدگردی، جلالی (یرانی)، ژاپنی، ژولیانی، گریگوری (میلادی) و... اشاره كرد.
مهمترین وجه تفاوت این تقویمها، قدمت و مبداء شمارش، نقطة شروع سال و خورشیدی یا قمری بودن آنهاست.
Taghvim
در حال حاضر حدود 40 تقویم با مبداء و زمان آغاز سال متفاوت در جهان مورد استفاده است.
* تقویم اسلامی شامل چرخه 12 ماه قمری است كه مبداء آن هجرت حضرت محمد (ص) از مكه به مدینه است كه ستاره شناسان آن را 15 جولی 622 بعد از میلاد میدانند. اكنون در سال 1421 هجری قمری قرار داریم. در این تقویم چرخة ماهها در میان فصول هر 33 سال یك بار میچرخد و زمان ماههیی همچون رمضان هر سال 11 روز زودتر از سال پیش آغاز میشود. برای تنظیم آداب دینی، مسلمانان ماه جدید را با رویت هلال ماه آغاز میكنند.
اما امور مدنی كشورهی مسلمان بر اساس نوعی تقویم جدولی تنظیم میشود. البته كاربرد این تقویمها در كشورهی مختلف اسلامی یكسان نیست. سال هجری قمری با ماه محرم آغاز میشود. در هر سه سال قمری، یك بار ماه ذیحجه را كبیسه (30 روزه) میگیرند.

* تقویم یرانی، این تقویم نمونة اصلاح شدة تقویم جلالی یا خیامی است كه سالها را به صورت خورشیدی میشمارد. گفته شده است كیومرث نخستین پادشاه یران، اعتدال بهاری و روزی را كه آفتاب به اولین دقیقه برج حمل درمیید مبداء تقویم خود قرار داد. در سال 465 هجری قمری به امر جلال الدین ملكشاه سلجوقی و به سعی حكیم عمر خیام و چند دانشمند دیگر، این تقویم براساس گاهشمار خورشیدی یا اوستیی كه متعلق به عهد ساسانیان بود، تدوین شد.
در سال 1304 هجری شمسی، این تقویم به عنوان تقویم رسمی كشور ایران در مجلس شوری ملی پذیرفته شد. مبداء این تقویم هجرت پیامبر اسلام قرار گرفته است اما شمارش سالها به صورت خورشیدی صورت میگیرد. هر چهار سال یكبار، اسفندماه 30 روزه محاسبه میشود. جالب توجه است كه پس از انقلاب فرانسه، به توصیه منجمین، این تقویم (جلالی) مدتی در آن كشور استفاده شد.

* تقویم میلادی (گریگوری)، این تقویم اقتباسی است از قدیمیترین تقویم رومیان كه در 838 ق.م ابداع شد. در سال 46 ق.م با تغییراتی به نام تقویم ژولیانی توسط ژولیوس سزار قیصر روم به عنوان تقویم رسمی روم به مدت 1500 سال در اروپا ریج بود. در قرن ششم میلادی یك راهب مسیحی، مبدا تقویم را بر سال تولد حضرت عیسی (ع) قرار داد. در سال 1582 به فرمان پاپ گریگوری سیزدهم این تقویم اصلاح شد و پس از آن با نام تقویم گریگوری معروف شد.

* تقویم چینی كه حدود 4500 سال پیش تدوین شد، براساس موقعیت خورشید و ماه تنظیم شده است و مبداء خاصی برای شمارش سالها ندارد. در این تقویم سالها بر اساس چرخههی 60 ساله محاسبه میشوند. روز اول ماههی 29 یا 30 روزه مصادف با روزهی آغاز هلال ماه در آسمان است. هر دو یا سه سال، یك ماه كبیسه به آن اضافه میشود تا با تقویم خورشیدی مطابقت داشته باشد. بنابرین سال نو همزمان با سال نو میلادی در اویل بهمن ماه آغاز میشود. رویت است كه هر سال به اسم 12 جانور و بر اساس تقدم و تأخر دیدار این حیوانات با بودا نامگذاری میشود. با وجود این كه امور اداری چین براساس تقویم گریگوری تنظیم میشود، از تقویم سنتی برای تعیین زمان جشنها و فعالیتهی كشاورزی استفاده میشود. اكنون در سال 4636 چینی به سر میبریم.

* تقویم هندو یكی از چندین تقویمی است كه در شبه قاره هند استفاده میشود. این تقویم قمری است و سالهی كبیسه آن مصادف با سالهی كبیسه در تقویم گریگوری است. مبد این تقویم دورة ساكا است كه در اعتدال بهاری سال 79 پس از میلاد آغاز شد. سال جدید هندو كه اكنون 1921 است در اسفندماه آغاز میشود.
تنوع فرهنگی موجب شده است كه تاریخچه تقویمها در هند بسیار پیچیده باشد. در این كشور حدود 30 تقویم وجود دارد كه هندوها، بودییها و دیگر اقوام برای تعیین جشنهی مذهبی خود از آن استفاده میكنند.
پس از این مقدمه، به شرح مختصر تقویم عبری میپردازیم كه برای برگزاری مراسم و جشنهی مذهبی یهودیان مورد استفاده قرار میگیرد.

****

اولین دستور خد.اوند به بنی اسرائیل، تعیین حلول ماه عبری «نیسان» به عنوان مبدا شمارش ماههی سال میباشد:
«خد.اوند به مُشه (حضرت موسی) و اَهَرون (هارون) در سرزمین مصر چنین فرمود:
این ماه (نیسان) برای شما اول ماهها باشد، این ماه برای شما اولین ماه از ماههی سال خواهد بود» (سفر شموت: 2و 12:1)
بر این اساس، تعیین شمارة روزها، آغاز ماهها و شمارش سالها از مهمترین موضوعهی مورد توجه علمی یهود بوده است. طبق فرمان خد.اوند، اعیاد سه گانه یهود (پسح: سالگرد خروج بنی اسرائیل از مصر- شاووعُوت: نزول تورات در كوه سینا- سوكُوت: جشن سیه بانها) میبیست در موعد مقرر و با مراسم عبادی ویژه برگزار گردد.
همچنین روزهی رُوش هَشانا (آغاز سال نو) و یوم كیپور (روزه بزرگ برای بخشش گناهان) كه با آداب و احكام خاص همراه هستند، میبیست به دقت تعیین گردند، چرا كه بنابر اعتقاد یهودیان، در چنین یامی است كه خد.اوند سرنوشت یك سال گذشته را مورد بررسی قرار داده و چگونگی وضعیت و گذران زندگی ر برای سال ینده، رقم میزند. علاوه بر این جدا كردن تِروما ( سهم كوهنها) و مَعَسِر (یك دهم) از محصول و بهائم و استفاده از میوه درختان غرس شده وابسته به تعیین دقیق روزها و ماههی سال بود.
دانستن شمارة سالها نیز از این جهت حیز اهمیت بود كه بنا به فرمان خد.اوند در تورات، در پیان هر دورة هفت ساله، سال شِمیطا فرا میرسید كه در آن امور كشاورزی تعطیل میشد و گروهی از محكومین جریم مالی آزاد میشدند.
در پیان هفت دورة 7 ساله نیز در سال پنجاهم، سال یووِل فرا میرسید كه آن نیز شامل احكام خاص خود بود و از این جهت، شمردن سالها نیز بسیار اهمیت داشت.
طبق یة ذكر شده در بالا، ماههی عبری، با حلول ماه آغاز میشود و با حلول بعدی (یعنی یك دور گردش ماه به دور زمین) پیان مییابد. زمان دقیق شروع ماه، هنگامی است كه كره ماه بین زمین و خورشید قرار دارد و در این حالت قابل رویت نمیباشد. این زمان به زبان عبری -مُولاد» به معنی «تولد» نام دارد. فاصله زمانی بین دو مولاد برابر 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه و 3/1 3 ثانیه است.
بنابرین یك سال قمری 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه و 66 ثانیه خواهد بود و از سال شمسی كه حدود 365 روز و 6 ساعت است، 10 روز و 21 ساعت و 11 دقیقه و 18 ثانیه كوتاهتر است و این تفاوت موجب گردش ماههی قمری نسبت به سال شمسی میشود.
از سوی دیگر، طبق فرمان تورات، سالگرد خروج بنی اسرائیل از مصر (عید پسح) همواره بید در اویل بهار جشن گرفته شود و جشن سیه بانها (سوكُوت) نیز بید در اویل پییز برگزار گردد. در صورتی كه سال عبری طبق ماههی قمری شمرده شود، پس از گذشت 9 سال، عید پسح از اول بهار به آخر پییز منتقل خواهد شد.
و این در حالی است كه این اعیاد و جشنها علاوه بر یادبود مذهبی و تاریخی، جنبة كشاورزی نیز دارند. عید پسح هنگام برداشت محصول گندم، عید شاووعوت هنگام تقدیم نوبرانة برداشت محصول جو و جشن سوكوت زمان تقدیم نوبرانة محصولات شدة تابستانی است. یام خاص توبه (روش هشانا و كیپور) نیز میبیست در محدودة زمانی اویل پییز قرار گیرند.
برای تطبیق این دو موضوع (قمری بودن ماهها و تطابق اعیاد و مناسبتها با سال شمسی) چنین مقرر شد كه هر 2 یا 3 سال یك بار، سال كبیسه اعلام شده و یك ماه به آن اضافه شود (سال 13 ماهه).
به این ترتیب از چرخش ماهها و مناسبتها نسبت به سال شمسی جلوگیری میشود.
اعلام سال كبیسه در ابتدا توسط مجمع عالی روحانیون یهود و به صورت مشورتی انجام میگرفت. همان گونه كه شروع ماههیی كه اعیاد مهم در آنها قرار داشت، با رویت حلول ماه توسط همین مجمع و ارسال پیك به مناطق یهودی نشین اعلام میشد. علما و دانشمندان یهود برای تنظیم و تثبیت تقویم عبری تلاش بسیار نمودند و در حدود سال 4110 عبری (1650 سال پیش) شكل نهیی و امروزی تقویم عبری توسط دانشمندی به نام «هیلل دوم» تدوین شد.
مبنی سر آغاز شمارش تقویم عبری، آفرینش حضرت آدم در نظر گرفته شده است. طبق گفتار تورات خد.اوند در شش مرحله (دوره) یا شبانه روز جهان را آفرید و در آخرین مرحله، بشر متعقل را خلق كرد. پس از آن تورات به طور دقیق، عمر آدم اول را ذكر میكند و تاریخ جهان (یهود) را با ذكر طول عمر نسلهی بعدی حضرت آدم تا حضرات نوح، ابراهیم، موسی و همچنین انبیاء بعدی بنی اسرائیل تا حدود اویل آبادی معبد دوم بت هَمیقداش (بیت المقدس) شرح میدهد. با محاسبه این سالها از مبدا مذكور، طول تاریخ تقویم عبری به 5760 سال (در 1378- 1379 هجری شمسی) میرسد.
این تقویم از دوره هی 19 ساله تشكیل شده است. علت انتخاب عدد 19 آن است كه هر دوره نوزده ساله كه 12 سال آن سالهی معمولی و 7 سال آن كبیسه باشد دقیقا برابر با زمان 19 سال شمسی خواهد بود (دوره نوزده ساله فقط یك ساعت و 1080/485 ساعت از مجموع زمان 19 سال شمسی بیشتر خواهد بود كه به حساب نمیید). در نتیجه در این دوره، ماهها قمری و همه سالها شمسی خواهند بود.
با دانستن زمان حلول هر دوره 19 ساله و اضافه كردن زمان 2 روز و 16 ساعت و 1080/595 میتوان به راحتی و با دقت زمان حلول دوره بعدی 19 ساله را محاسبه نمود.
سالهی كبیسه (13ماهه) در هر دوره عبارتند از، سال سوم، ششم، هشتم، یازدهم، چهاردهم، هفدهم و نوزدهم.
برای تعیین سالهیی كه كبیسه هستند، آن سال را بر عدد 19 تقسیم میكنیم، اگر عدد باقیمانده یكی از اعداد 3، 6، 8،11،14،17 یا 19 باشد، آن سال كبیسه خواهد بود.
به طور مثال در تقسیم سال 5760 بر عدد 19، عدد 3 باقی میماند كه جزء سالهی كبیسه است.
ماههی عبری در ابتدا نام مشخص نداشتند و در تورات و سیر متون مذهبی و كهن یهود، ماهها با ذكر شماره (ماه اول، ماه دوم و....) نام برده شدهاند. بعدها در اثر حمله بخت النصر به سرزمین مقدس و به اسارت رفتن یهودیان به بابِل، با تاثیر گرفتن از فرهنگ بابلی، ماههی عبری نامهیی مخصوص به خود گرفتند.
ترتیب ماههی عبری با توجه به ماههی ایرانی به شرح زیر هستند (لازم به ذكر است كه این ماهها هر سال در محدوده ی 20 روزه نسبت به ماههی ایرانی در نوسان هستند):

ماه عبري
تطابق تقریبي
مدت به روز
نیسان فروردین 30
یار اردیبهشت 29
سیوان خرداد 30
تموز تیر 29
آو مرداد 30
اِلول شهریور 29
تیشری مهر 30
حِشوان آبان * 30-29
كیسلِو آذر * 30-29
طِوِت دی 29
شِواط بهمن 30
اَدار (اول) اسفند ** 30-29
ادار (دوم) اسفند و فروردین 29
     
* در برخی سالها، ماه حشوان 29 روز و ماه كیسلو 30 روز در برخی هر دو 29 روز و در برخی دیگر از سالها، هر دو 30 روزه هستند.
** ماه ادار 29 روزه است اما در سالهی كبیسه، ادار اول 30 روزه خواهد بود.

چون دوران چرخش ماه به دور زمین سی روز كامل نیست بلكه 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه است و نمیتوان اعلام اول ماه را در بخشی از روز اعلام كرد، همان طور كه در سفر بَمیدبار فصل 11 و یه 20 آمده است «تا روزهی یك ماه» و از این یه علما نتیجه گرفته اند كه روزها را میتوان برای شروع ماه برشمرد ولی ساعتها را نه بدین خاطر برای كامل بودن روز، ماههی سال قمری را تقریبا بطور متناوب 29 روزه و 30 روز تعیین كرده اند.
با دانستن زمان حلول ماه قبل (فعلی) و اضافه كردن زمان یك روز و دوازده ساعت و 1080/793 ساعت میتوان زمان حلول ماه بعد را محاسبه نمود و با اضافه نمودن زمان ذكر شده به حلول ماه بعد و ماههی آتی حتی تا انتهی جهان میتوان حلول ماهها را محاسبه كرد.
طبق یه ی كه از تورات ذكر شد، خد.اوند ماه نیسان را كه خروج بنی اسرائیل از مصر در آن واقع شده است، اول ماههی عبری قرار داد و سیر ماهها به نسبت این ماه شمرده میشوند (طبق ترتیب فوق). اما مبداء شمارش سال در تقویم عبری یا به عبارت دیگر آغاز سال نو (تقویمی) از ماه تیشری (هفتمین) محسوب میگردد. نیز روشن است كه در سالهی 13 ماهه، ماه اَدار دوم به ترتیب ماهها افزوده میشود. در این صورت مناسبتهیی كه در ماه اَدار قرار دارند (مانند جشن پوریم) در دومین اَدار برگزار میگردند.
در تقویم عبری، سه نوع «سال» از نظر تعداد روزهی آن وجود دارد. با توجه به این كه سال قمری معادل 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه میباشد، برای سهولت در محاسبات، در هر دوره به ترتیب اولین سال (غیر كبیسه) را 353 روز در نظر میگیرند و آن را سال «ناقص» مینامند. دومین سال 354 روز بوده و سال «عادی» نام دارد و سومین سال 355 روز و با نام «كامل» شناخته میشود. هر یك از این سالها اگر كبیسه باشد به ترتیب 383 روز (سال ناقص)، 384 روز (سال عادی) و 385 روز (سال كامل) خواهد بود.
یكی از دلیل تنظیم تقویم به روش مذكور آن است كه تا حد امكان سه روز تعطیل مذهبی به طور متوالی واقع نشود. زیرا در اكثر اعیاد مذهبی، انجام كار به مدت یك یا دو روز حرام اعلام شده است و قرارگیری این یام بلافاصله قبل یا پس از روز شنبه كه در آن نیز كار كردن منع شرعی دارد، یجاد اشكال میكند. لذا مقرراتی به شرح زیر دربارة تقویم وضع شده اند:

1- عید پسح هرگز از روز دوشنبه، چهارشنبه یا جمعه آغاز نمیشود.
2- عید شاووعوت هرگز از روز سهشنبه، پنجشنبه یا شنبه آغاز نمیشود.
3- روش هشانا و عید سوكوت هرگز از روز یكشنبه، چهارشنبه یا جمعه آغاز نمیشود.
4- یوم كیپور هرگز در روزهی یكشنبه، سه شنبه یا جمعه واقع نمیشود.

جهت سهولت در تنظیم تقویم، دانشمندان یهود (مانند هارامبام- موسی بن میمون) جداول چند صد ساله یا حتی هزار ساله تقویم عبری را استخراج كرده اند كه با اندك تجربه و دقت در قوانین، تقویم هر سال عبری قابل محاسبه است.
به طور مثال، هم اكنون جداول تقویم عبری تا سال 6000 عبری ( 240 سال ینده) تنظیم شده و آماده هستند.
اول ماه نو عبری «رُوش حُودِش» نام دارد. در گذشته هی دور، در این روز مراسم ویژهی برگزار میشد اما امروزه تنها یك نوبت نماز اضافی به نام «موساف» به همراه متن ویژه «هَلِل» به معنی مدح خد.اوند خوانده شده و یاتی از تورات نیز قرائت میگردد. هر چند كه برگزاری مراسم سوگواری یا گرفتن روزه نیز در آن منع شده است. در مورد ماههیی كه 30 روزه هستند، مراسم سال نو- روش حودش- 2 روز برگزار میشود (روز سی ام ماه قدیم و روز اول ماه جدید).
در یكی از شبهی بین هفتم تا چهاردهم هر ماه نیز دعیی به نام - دعی ماه نو» خوانده میشود و قدرت خد.اوند در تنظیم مدارات و گردش اجرام آسمانی (مانند ماه) مورد ستیش قرار میگیرد.
همچنین بنابر عقیده علمی یهود، هر 28 سال یك بار منظومه شمسی و در مركز آن خورشید، به نقطه و مداری كه در روز خلقت قرار داشته است داخل میشود و به همین جهت در هر 28 سال یك بار، مراسم ویژه شكرگزاری تحت عنوان « دعی آفتاب » برگزار میشود. آخرین دعی آفتاب در روز چهارشنبه 4 نیسان سال 5741 عبری (19 فروردین 1360 شمسی) بود و مراسم بعدی در روز پنجشنبه 5 نیسان سال 5769 عبری (فروردین 1388 شمسی) برگزار خواهد شد.
لازم به ذكر است كه تاریخ مراسم شرعی یهود (مانند بَرمیصوا و بَت میصوا- زمان به تكلیف رسیدن پسر و دختر- و سالگرد فوت) بر اساس تقویم عبری سنجیده میشوند.
برای تبدیل تاریخ عبری به هجری شمسی، از اول فروردین الی 22 شهریور رقم 4381 و از 23 شهریور الی آخر اسفند رقم 4382 از سال عبری كسر میشود. برای مثال اردیبهشت 5760 با كسر 4381 معادل 1379 شمسی خواهد شد. برای تبدیل تقریبی سال عبری به میلادی بید 3760 سال را از تاریخ عبری كسر نمود.
از مشهورترین مستخرجین تقویم عبری در ایران میتوان از مرحوم سلیمان كهن صدق یاد نمود و فرزند یشان آقی اسحق كهن صدق نیز ادامه دهندة این راه هستند. در اكثر كشورهی یهودی نشین جهان، تقویمهی عبری مطابق با سال میلادی تنظیم و منتشر میشوند و در ایران رسم بر این بوده است كه تقویم طبق سال عبری (از مهرماه) منتشر میشود.

( با تشكر از آقیان دكتر یونس حمامی لاله زار، مهندس سلیمان حكاكیان و مهندس آرش آبائی بخاطر راهنمییها و گردآوری مطالب)


با درود و سپاس فراوان : شهرام

۱۳۹۰/۰۶/۲۶

کج‌فهمی‌های عوام

سرخوردگی
چند روز پیش از طریق بالاترین به لینکی رسیدم در مورد عوارض خ*و*د*ا*ر*ض*ا*ی*ی ، اولش فکر کردم برای سرگرمی گذاشته شده اما وقتی واردش شدم متوجه شدم که سرگرمی‌ای در کار نیست و توسط چند تا بچه دبیرستانی خیلی جدی نوشته میشه و از طریق تعقیب لینک‌های وبلاگ‌شون متوجه عمق فاجعه و تعداد سرسام‌آور همچین وبلاگ‌هایی شدم ، برای نمونه میتونین اینها رو ببینین : +‌+‌+‌+  

کتاب جوانان چرا؟!
با یه نگاه گذرا به این وبلاگ‌ها و دیدن وقت و انرژی‌ هدر رفته براشون والبته تعداد زیادشون میتونین به عمق نفوذ سیستم شستشوی‌مغزی این حکومت پی ببرین . یادم میاد سالها قبل هم با پخش کردن کتاب‌های "جوانان‌چرا" بین بچه‌ها با ایجاد احساس گناه و عذاب وجدان باعث افت شدید تحصیلی و ایجاد حالات افسردگی بین جوون‌ها میشدن ، البته اون موقع‌ها به خاطر جنگ و شرایط خاص جامعه تأثیر این اراجیف ، رو شرایط روحی جوون‌ها زیاد به چشم نمیومد و هدف اصلی تولید سرباز و فرستادن‌شون روی مین‌های دشمن بود تا راه رو برای سپاه اسلام باز کنن وتا سالها بعد هم از طریق انکار و پاک کردن صورت مسأله موفق به ماست‌مالی کردن قضیه شده بودند تا اینکه در سالهای اخیر دیگه کنترل این فشار غیر ممکن شده و هر روز شاهد اخبار تجاوز و ایجاد مزاحمت تو گوشه و کنار کشور هستیم .

video

مرد نمونه از نظر جمهوری اسلامی
 به نظر من اشتباه سیستم تو به وجود آوردن شرایطی که تو فیلم بالا مشاهده کردین اینه که فکر میکنن از طریق انکار یه نیاز میشه به کل اون رو نابود کرد و علیرغم شرایط بحرانی جامعه نه تنها راه‌حلی براش ارائه نمیدن ، بلکه  با ادامه رویه قبلی واصرار بر تفکیک جنسیتی و کشوندنش به دانشگاه‌ها و ادارات و پیاده‌رو‌ها به بیشتر شدنش دامن میزنن و به عنوان راه کار هم عبادت کردن و ورزش کردن و توسل به ائمه رو توصیه میکنن ، مثل این میمونه که به کسی که تشنه هست به جای آب دادن بگن برو نماز بخون تشنگیت برطرف میشه ، این طوری وقتی تشنگی از یه حدی گذشت دیگه اون عبادته هم تقدسش رو از دست میده و یه جور دین‌گریزی تو جامعه به وجود میاره . 
 از طرف دیگه جوون‌های ناآگاهی که تو این سیستم  پرورش پیدا میکنن به خاطر آموزه‌های غلط اینها و نداشتن آگاهی علمی در مورد مسائل شخصی‌شون فکر میکنن هرموقع تحریک شدن و نیاز ج*ن*س*ی داشتن گناه کبیره مرتکب شدن و هیچ کس دیگه‌ای این طوری نیست و این فقط مشکل اونهاست و سزاوار مجازات و سوختن تو جهنم هستن و این باعث سرخوردگی شدید و افت تحصیلی شون میشه ، در حالی که تو سن بلوغ  فعالیت‌های هورمونی و ترشحات غدد باعث ایجاد یک سری تغییرات تو بدن جوون‌ها میشه که این کاملاً طبیعیه و نه گناهی در اون هست و نه خلافی و باید با آموزش های درست و دادن آگاهی مانع بروز انحرافات و ایجاد عقده های ج*ن*س*ی در اونها شد .


همین جوون‌ها پس فردا که بزرگتر شدن به خاطر فشارهای ج*ن*س*ی‌شون - اگه از لحاظ مالی امکانش رو داشتن - با اولین کسی که بهشون لبخند زد ازدواج میکنن ، قبل از اینکه به بلوغ فکری رسیده باشن و بدونن از زندگی چی میخوان و این باعث بالارفتن آمار خیانت و طلاق تو جامعه میشه . از طرف دیگه اونهایی که توانایی مادی برای ازدواج ندارن ، همواره مثل یه بمب ش*ه*و*ت تو کوچه و خیابون ها دنبال یه فرصت هستن که یه خانوم تنها گیر بیارن که یه لحظه خودشون رو بهش بمالن یا یه دستی بهش بزنن و فرار کنن . اونهایی هم که تربیت درستی نشدن و دچار فقر فرهنگی هم هستن ، میشن همین اراذل و اوباشی که هر روز خبرهای تجاوز های گروهی شون رو تو رسانه ها داریم میبینیم و متأسفانه تو شرایط فعلی ایران ، ضرری که از ممانعت از یه عمل طبیعی به خود فرد و اطرافیان و جامعه میرسه خیلی بیشتر و واقعی تر از خرافاتیه که تحت عنوان کبودی زیر چشم و کم شدن سوی چشم و خم شدن کمر و غیره به خورد جوون‌ها داده شده و با عدم ممانعت از اون میتونن با فکر باز و آرامش درس بخونن و تمرکز شون رو به جای کنترل سر آلت‌شون رو مسائل علمی بذارن و وقت و انرژی‌ای رو که برای نوشتن این وبلاگ‌ها و پیدا کردن هم درد‌ها‌شون صرف میکنن صرف پیشرفت‌های علمی کنن و از طرفی برای دختر‌ها هم تو جامعه‌ای که بکارت اولین شرط ازدواج محسوب میشه  خیلی امن‌تر و کم‌خطر‌تره تا هم‌خواب‌ شدن با پسری که به علت محرومیت‌های شدید ج*ن*س*ی و عدم داشتن آگاهی هیچ کنترلی روی خودش نداره و میتونه آسیب‌های جدی و غیر قابل برگشت به خودش و طرفش وارد کنه . 
به امید روزی که این تفکیک‌های ج*ن*س*ی*ت*ی و رواج خرافات ج*ن*س*ی بین نوجوون‌ها پایان پیدا کنه و این مسائل پیش‌پا‌افتاده باعث سرخوردگی کسی نشه و دوباره مثل گذشته‌ها و همه کشور‌های پیشرفته دنیا دخترها و پسرها کنار هم و با شناخت کامل از هم بزرگ بشن و برای هم تبدیل به عقده های ج*ن*س*ی نشن و ضریب امنیت اجتمائی و به دنبال اون میزان مشارکت زن‌ها در جامعه بالا بره و قدرت و انرژی جوون‌ها صرف کارهای علمی و تحقیقی بشه .


با درود و سپاس فراوان : شهرام


برخی منابع :
 

۱۳۹۰/۰۶/۰۱

عاقبت لیبی



تو شرایطی که مردم لیبی با کمک ناتو موفق شدن دیکتاتور پیر شون رو بعد از 6 ماه کشمکش شکست بدن و به آزادی برسن( البته تا این لحظه درگیری ها تو طرابلس همچنان ادامه داره ، اما این طور به نظر میرسه که تا چند روز دیگه کار تمومه) بین اندیشمندان این نگرانی به وجود اومده که نکنه از یه دیکتاتوری به یه دیکتاتوری دیگه برسن و مثلاً اسلامگراهای افراطی یا هر گروه دیگه ای مثل انقلاب ایران اوضاء رو به دست بگیرن .
نکته ای که باید بهش توجه کنیم اینه که دموکراسی یه پروسه زمان بر هستش و تو هیچ جای دنیا یه شبه و کامل به وجود نیومده  ، این درسته که ملت لیبی ملتی دیکتاتور پرور بودن و به خاطر شرایط خاص استراتژیک شون که بدتر از ایران بوده همیشه سختی کشیدن اما انقدر اراده داشتن و قوی بودن که همراه با جریان دموکراسی خواهی کل منظقه شنا کردن و تونستن خودشون رو از زیر بار دیکتاتوری نجات بدن ، کاری که ماها هنوز خیلی مونده بهش برسیم و همچنان در مرداب دوران طلایی!!!  دست و پا میزنیم .
بحث دیگه که مطرحه دخالت خارجی و کمک ناتو به مبارزان بوده ، خیلی ها لاف این رو میزنن که ملت لیبی نباید اجازه دخالت به خارجی های رو میدادن که چشم طمع به نفت شون رو دارن ، از نظر من نفت یه امتیازه که میشه باهاش معامله کرد ، برای ملت لیبی فرقی نداره که این نفت رو روسیه و چین مفت از دست شون در بیارن یا غربی ها ، مهم اینه که چه بهایی برای اون دریافت میشه ، نفتی که بدبختی و دیکتاتوری و خفقان سیاسی و اعدام میاره یا نفتی که رفاه مالی و آسایش میاره؟ در هر حال نفت میره ، نفت ایران الان داره کجا میره؟ هند و چین و روسیه از بابت نفت و گاز و نیروگاه اتمی چقدر به ما بدهکار هستن و به جای پول چی به ما میدن؟
وانگهی اگه کمک به موقع ناتو نبود سرنوشت جنبش آزادیخواهی ملت لیبی چی میشد؟ آیا ملت با دست خالی میتونستن پیروز میدان باشن؟ آیا الان اعدام و زندانی نشده بودن و سران شون خونه نشین نشده بودن؟ وقتی با دست خالی نمیشه حریف شد کمک
گرفتن از دول دوست چه اشکالی داره؟

به این عکس خوب نگاه کنین ، همین پارسال بود . چه لذتی داره دیدن این عکس ، به امید روزی که همه دیکتاتور ها و رهبران و پیشوایان ایدئولوژیک از کل نقشه دنیا پاک بشن و سیاست کشورها رو منفعت های ملی شون تأیین کنه نه ایدئولوژی و شعار های تو خالی ، حالا چه متحجرانه و چه کمونیستی و چه هر کوفت دیگه ای .



با درود و سپاس فراوان : شهرام



۱۳۹۰/۰۴/۱۳

blogger to dot tk رفع فیلترینگ بلاگر از طریق تغییر آدرس


اگه شما هم از سرویس های قدرتمند بلاگر یا وردپرس برای نوشتن مطالب تون استفاده میکنین و وبلاگ تون شامل طرح ف*ی*ل*ت*ر*ی*ن*گ فله ای شده ، خیلی راحت از طریق عوض کردن آدرس domain تون میتونین اون رو از ف*ی*ل*ت*ر در بیارین ، حسنی که این روش داره اینه که لینک قبلی تون هم از بین نمیره و دوستان تون از طریق کلیک کردن روی لینک قبلی  خود به خود به آدرس جدید تون redirect میشن . 

برای این کار اول باید به سایت http://www.dot.tk برین و آدرس وبلاگ تون رو در کادر وارد کنید و دگمه next رو بزنید .

 حالا تو کادر اسم جدید وبلاگ تون که قراره با .tk باشه وارد کنید و تو کادر زیریش هم اعداد و حروفی که تو تصویر بهتون میده رو وارد کنید و next رو بزنین .
 تو صفحه بعدی ازتون میپرسه که آیا میخواین register کنین یا فقط یه domain احتیاج دارین که شما با زدن  next گزینه اول رو انتخاب کنین .
 تو این صفحه هم free domain رو انتخاب کنین و next بزنین .
 تو این صفحه همون طور که میبینین آدرس وبلاگ و آدرس ایمیل تون رو وارد میکنین و next میزنین .
 و تو اینجا هم آدرس ایمل و رمز عبور تون رو وارد میکنین که از این به بعد با اینها میتونین وارد سایت dot tk بشین و next میزنین .
 تبریک میگم کار تموم شده , شما صاحب یه domain مجانی هستین . البته تا نیم ساعت دیگه براتون یه ایمیل میاد که حتماً باید برین و رو لینکی که براتون فرستاده کلیک کنین تا تأیید شه ثبت نام تون . حالا میتونین رو گزینه back to home page کلیک کنین و از طریق email و password ای که درست کردین وارد اکانت تون بشین .
 تو home page تون از قسمت سمت چپ رو گزینه list my domain کلیک کنین .
 همون طور که میبینین تو قسمت وسط میتونین domain ای رو که درست کردین ببینین , حالا رو دگمه modify کلیک کنین .
 و از کادری که میاد گزینه use dot tk free servers رو انتخاب کنید و دگمه configure رو بزنین .
 این اعداد خیلی مهم هستن و خود بلاگر اینها رو داده , به دقت اینها رو همین طور که گذاشتم وارد کنید . البته به جای host name مال خودتون رو باید بنویسید , تو اونها که از نوع A هستن دیگه www نمیزنین , اما تو آخری که از نوع cname هست همراه آدرس tk تون www هم میذارین . 
For A Records, use these as ip addresses
216.239.32.21
216.239.34.21
216.239.38.21
216.239.36.21
For CNAME, use this as ip address
ghs.google.com

برای ایمیل هم اینها رو وارد کنین : 
1 ASPMX.L.GOOGLE.COM
5 ALT1.ASPMX.L.GOOGLE.COM
5 ALT2.ASPMX.L.GOOGLE.COM
10 ASPMX2.GOOGLEMAIL.COM
10 ASPMX3.GOOGLEMAIL.COM

 حالا به قسمت settting وبلاگ خودتون میرین و از قسمت publishing رو گزینه costome domain کلیک میکنین .
 بعد رو گزینه switch to advanced setting کلیک میکنین .
 و آدرس domain ای رو که ساختین اینجا وارد میکنین و اون تیک رو هم میزنین و save میکنین .
 حدوداً بین 2 ساعت تا 2 روز دیگه بسته به شانس تون و به روز رسانی سرورهای گوگل کل وبلاگ تون به آدرس جدید منتقل میشه و از ف*ی*ل*ت*ر*ی*ن*گ راحت میشین ، توجه داشته باشین که هیچ کدوم لینک ها و نوشته ها  آمارها تون از بین نمیره و همه به آدرس جدید منتقل میشه و لازم نیست دیگه نگران لینک هایی دوستان کردن و یا مطالبی که از شما لینک کردن باشین , با کلیک روی اون لینک ها به آدرس جدید تون منتقل میشن . 



با درود و سپاس فراوان : شهرام 
برای بزرگتر دیدن تصاویرروی اونها کلیک کنین
 برخی منابع :  

۱۳۹۰/۰۳/۲۸

nareepol یا میوه های زن نما


امروزه تو اینترنت به خاطر راحتی  اشتراک اطلاعات و نداشتن هیچ گونه محدودیت و مسئولیتی برای تولید و ارسال محتوا ، شاهد بروز نوع جدیدی از خرافات اینترنتی هستیم که از نظر سرعت انتشار و وسعت مخاطب در نوع خود بی نظیره  . تو این نوشتار و نوشتارهای بعدی قصد دارم تا جایی که میتونم  در مورد اونهایی که اطلاع دارم بنویسم ، مطلب زیر چند وقت پیش از طریق ایمیل تو اینترنت پیچید و برای خیلی ها ارسال شد ، بعد هم خیلی از وبلاگ ها و وبسایت های ناآگاه ایرانی بدون داشتن منبع معتبر شروع به انتشار اون کردن .


  Nareepol  نام درختی عجیب در تایلند است که میوه های آن هر ساله به شکل اندام یک دختر می روید! این نام از دو واژه ی Naree به معنای دختر و pol به معنای درخت گرفته شده است .



این درخت عجیب به این جهت که ثمره اش کاملا به اندام زنان شبیه است مورد توجه اکثر گردشگرانی قرار گرفته که به این کشور سفر می کنند خاصه این که صدور میوه ی آن به خارج از تایلند ممنوع است! محل رویش این درخت در روستای Pechaboon واقع در شمال بانکوک، پایتخت این کشور است



جالب این که اهالی روستایی که این درخت در آن قرار گرفته به هیچ عنوان رویش این میوه را عجیب ندانسته و اعتقاد دارند که دلیل شکل خاص این میوه به افسانه ای باز می گردد که بنابر آن سال ها پیش دختری بی گناه و معصوم در محل رویش این درخت به قتل می رسد که البته بعدها بی گناهی او به اهالی روستا ثابت شده و این درخت با رویاندن چنین میوه هایی همچنان به بی گناهی آن دختر شهادت می دهد .


و اما نظر من در مورد این داستان اینه که اگه همچین درختی وجود داشت اصولاً باید یکی از جاذبه های گردشگری استان  pechaboon بود که اینطور نیست و تو هیچ سایت معتبر گردشگری ای هیچ اشاره ای به این جاذبه توریستی نشده  .


 و اگه همچین درختی وجود داشت باید عکس های و فیلم های زیادی از اون تو اینترنت پخش میشد که فقط همین 3 تا عکس موجود هستش، توی همین 3 تا عکس هم محل های اتصال میوه به درخت با برگ پوشیده شده که یه وقت سیم های نگه دارنده دیده نشن و تازه محل اتصال میوه تو یه عکس سر هست و تو عکس بعدی از پشت به میوه چسبیده  .


اما این واژه nareepol  از کجا اومده؟ تو یکی از افسانه های تالندی در مورد عشق بین یه مرد و یکی از خدایان طبیعت به اسم naree phol  صحبت شده که سایت های مدعی وجود این درخت به اشتباه اون رو nareepol  نوشتن که درستش naree phol  بوده . بعد افراد فریبکار با استفاده از عکس های تبلیغاتی یکی از شرکت های تولید کننده میوه های قالب گیری شده و ربط دادن شون به این داستان این مطلب رو سر هم کردن و به سرعت برق توی اینترنت پخش شد .




 قالبگیری میوه تکنیکی جدیده که توی اون با استفاده از قالب هایی از جنس شیشه های یکبار مصرف ، میوه های جالب و تزئینی درست میکنن . اولین بار ژاپنی ها از این تکنین برای درست کردن هندوانه های مکعبی شکل استفاده کردن که حمل و نقل شون راحت تر باشه و بعد ها افراد با ذوق خیارهای ستاره ای یا قلبی شکل و انواع گلابی ها و سیب های جالب رو تولید کردن و هر روز اشکال جدیدتر و جالب تری در حال تولید هست .




همون طور که دیدین خیلی راحت میشه با استفاده از چند تا عکس و ربط دادن نصف و نیمه شون به یه داستان تاریخی یه سند دروغین اینترنتی درست کرد و اون رو منتشر کرد ،همیشه بهتره در مورد مطالب عجیبی که تو اینترنت پیدا میکنیم یه جستجویی بکنیم و با باور کردنش خرافات اینترنتی رو گسترده تر نکنیم .


با درود و سپاس فراوان : شهرام
 برخی منابع :
http://www.hoax-slayer.com/nareepol-tree.shtml
http://shabdashilp.blogspot.com/2008/04/is-naree-pol-or-naree-phol-image-fraud.html 

♡ اشتراک

Twitter Delicious Facebook Digg Stumbleupon Favorites More